قبضه بازار با خودرو های پرزرق وبرق مصرف کننده در تله کمبود قطعه
به گزارش کار در محل، خودرو های چینی باآنکه با آپشن های جذاب وارد بازار شدند، اما در خرابی و تأمین قطعه، مصرف کننده را تنها گذاشتند.
بازار خودروی ایران در سالهای اخیر بیشتر از هر زمان دیگری به خودرو های چینی وابسته شده است؛ وابستگی ای که در ظاهر، نشانه تنوع، نوسازی و پاسخ به تقاضای انباشته مصرف کنندگان است، اما در باطن، تصویری نگران کننده از یک بازار بدون تکیه گاه حقوقی، بدون نظام پایدار خدمات بعد از فروش و بدون تعهد روشن به تامین لوازم جانبی را نمایان می کند.
امروز خیابان های کشور پر از خودروهایی شده که با اسامی متنوع، طراحی های به روز، نمایشگرهای بزرگ، سانروف، امکانات ایمنی و رفاهی گوناگون و چهره ای مدرن عرضه می شوند؛ اما همین خودرو ها، بمحض ورود به دوره استهلاک و خرابی، برای خیلی از مالکان به یک معضل جدی تبدیل می شوند. مسئله اینجاست که بازار ایران در عمل در قبضه محصولاتی قرار گرفته که در فروش، جذاب و پرآپشن اند، اما در زمان تعمیر، تامین قطعه و پشتیبانی فنی، اغلب پاسخ گوی نیاز مشتری نیستند.
این وضعیت تنها حاصل انتخاب مصرف کننده یا سلیقه بازار نیست؛ بلکه محصول مجموعه ای از محدودیت های ساختاری، ضعف سیاست گذاری، انحصار، نبود رقابت واقعی و اختلال در زنجیره رسمی تجارت خودرو است. در شرایطی که واردات خودرو های اروپائی، ژاپنی و کره ای با محدودیت های فراوان روبه رو شده و تولید داخلی هم نتوانسته از نظر کیفیت، فناوری و تنوع، انتظارات بازار را پاسخ دهد، خودرو های چینی به سرعت جای خودرا در سبد انتخاب خانواده ایرانی باز کرده اند. خیلی از خریداران، نه از سر ترجیح مطلق، بلکه از روی ضرورت اقتصادی و نبود گزینه های جایگزین، بسمت این خودرو ها رفته اند. به بیان دیگر، بخش بزرگی از رشد سهم خودرو های چینی در ایران، بیشتر از آن که نشانه پیروزی در رقابت آزاد باشد، حاصل حذف یا تضعیف سایر انتخاب هاست.
امروز در بازار مصرف کننده، در لحظه خرید، با فهرستی بلند از امکانات و طراحی مواجه می شود، اما هنگام خرابی، با شبکه ای پراکنده، نامطمئن و پرهزینه از تامین قطعه و خدمات رو به رو است. این در شرایطی است که در معاملات متعارف بین المللی خودروسازی، بخصوص در مورد خودرو های وارداتی و مونتاژی، بخشی از قرارداد به صورت مشخص به تامین لوازم جانبی و پشتیبانی خدماتی اختصاص می یابد. حتی در خیلی از موارد، دو تا سه درصد بودجه قراردادها برای همین بخش کنار گذاشته می شود تا خودرو بعد از فروش، در بازار مقصد رها نشود. این یک اصل حرفه ای در صنعت خودرو است، چونکه فروش خودرو بدون تضمین تامین قطعه و خدمات، به معنای انتقال ریسک کامل به مصرف کننده غائی است. در عین حال، شواهد بازار ایران نشان داده است که این منطق در سالهای اخیر یا به درستی اجرا نشده یا اساساً قربانی محدودیت های ناشی از تحریم، سهمیه بندی ارزی و اختلال در مسیرهای رسمی واردات شده است.
بخش مهمی از بحران امروز، به ساختار غیرمستقیم و مبهم روابط تجاری بازمی گردد. همانطور که کارشناس صنعت خودرو، تأکید می کنند " ایران به سبب تحریمها، قرارداد مستقیم و شفاف با خیلی از خودروسازان چینی ندارد و بخش قابل توجهی از تعاملات با دور زدن تحریمها صورت می گیرد. این مسئله فقط یک مانع حقوقی یا مالی نیست؛ بلکه اثر مستقیم آن بر کیفیت قراردادها، اصالت خودرو ها، تعهدات بعد از فروش، دسترسی به قطعات اصلی و استانداردهای خدماتی آشکار می شود."
این ضعف ساختاری زمانی خطرناک تر می شود که خودرو وارد دوره نگهداری و تعمیرات می شود. خودرو های چینی که در سالهای اخیر به شکل گسترده وارد بازار شده اند، حال کم کم از دوره اولیه استفاده عبور می کنند و وارد مرحله ای می شوند که استهلاک قطعات، ایرادات فنی و نیاز به تعمیرات تخصصی در آنها بیشتر می شود. برپایه تحلیل های بازار قطعات، همین حالا هم تقاضا برای قطعات یدکی خودرو های چینی بشدت رو به رشد است و انتظار می رود تا انتهای سال ۱۴۰۵ این روند بازهم صعودی باقی بماند. دلیل روشن است هرچه تعداد این خودرو ها در خیابان ها بیشتر شود، نیاز به قطعات مصرفی، بدنه ای، فنی و الکترونیکی آنها هم بیشتر خواهد شد. اما مشکل آنجاست که رشد تقاضا، الزاماً به معنای رشد متناسب در عرضه قطعه اصلی، خدمات استاندارد و شبکه تعمیراتی قابل اتکا نیست.
برای خیلی از مالکان، چالش از همین نقطه شروع می شود. در مرحله خرید، خودرو با تبلیغ بر طراحی، امکانات و قیمت نسبی عرضه می شود اما در مرحله خرابی، مالک با واقعیتی متفاوت مواجه می شود قطعه کمیاب است، قطعه اصلی با دشواری پیدا می شود، تفاوت میان نسخه اصلی و متفرقه برای مصرف کننده روشن نیست، قیمتها ثبات ندارند و مدت انتظار برای تعمیر، طولانی می شود. این وضعیت نه فقط هزینه مستقیم مالکیت را بالا می برد، بلکه باعث بی اعتمادی عمیق به بازار هم می شود. برای خانواری که خودرو را بعنوان یک کالای مصرفی روزمره و نه یک کالای لوکس خریداری نموده، خوابیدن خودرو در تعمیرگاه به سبب نبود قطعه، فقط یک دردسر فنی نیست؛ بلکه یک اختلال در زندگی روزمره، حمل و نقل خانوار و هزینه های جاری به حساب می آید.
گلایه های مالکان هم اغلب حول همین محور می چرخد. بعضی از دارندگان خودرو های چینی از بروز ایرادات فنی در موتور، گیربکس یا سیستم های برقی و الکترونیکی شکایت دارند. برخی دیگر، از ضعف سیستم تهویه، استهلاک سریع بعضی قطعات، نبود هماهنگی در کیفیت مونتاژ و دشواری دسترسی به قطعه اصلی سخن می گویند. باید توجه داشت که هر خودرویی، فارغ از کشور سازنده، ممکنست گرفتار خرابی شود؛ اما مسئله تعیین کننده اینست که آیا شبکه ای مطمئن و نظام مند برای رفع آن خرابی وجود دارد یا نه. در بازار ایران، بخصوص در مورد بخشی از خودرو های چینی، مشکل دقیقاً از همین جا آغاز می شود: خودرو فروخته می شود، اما خدمات بعد از فروش آن، به حال خود رها می شود یا بر دوش شبکه ای پراکنده، غیرهمگون و گاه غیررسمی می افتد.
نبود نظارت کافی و استانداردهای یکسان هم این بحران را تشدید کرده است. وقتی ارتباط مستقیم حقوقی با خودروساز اصلی ضعیف یا ناموجود باشد، واردکنندگان با آزادی بیشتری می توانند محصولات باکیفیت های متفاوت و قیمت های نامتوازن را وارد بازار کنند. این نبود شفافیت، هم برای نهاد ناظر مشکل ساز است و هم برای خریدار غائی. مصرف کننده نمی داند دقیقاً با چه سطحی از اصالت، چه زنجیره ای از پشتیبانی و چه افقی از تامین قطعه روبرو است.
مسئله مهم دیگر، دوگانه فریبنده "آپشن بالا، پشتیبانی پایین" است. خودرو های چینی در ایران عموماً با تاکید بر امکاناتی عرضه می شوند که در مقایسه با محصولات داخلی، برای مشتری جذاب اند طراحی مدرن، کابین دیجیتال، سانروف، دوربین های متعدد، نمایشگر بزرگ، امکانات کمک راننده و ظاهر لوکس تر. همین خاصیت ها سبب شده بخشی از افکار عمومی، در نگاه اول، ارزیابی مثبتی از این خودرو ها داشته باشد. اما این جذابیت اولیه، در نبود پایداری خدمات، کم کم رنگ می بازد. چونکه ارزش واقعی یک خودرو فقط به تجهیزات روز اول آن وابسته نیست؛ بلکه به دوام، دسترس پذیری قطعات، هزینه تعمیر، کیفیت خدمات و امکان فروش مجدد آن هم گره خورده است. بازاری که خودرو را با امکانات می فروشد اما پشتیبانی را ضمانت نمی کند، در واقع هزینه واقعی را از جیب مالک و با گذشت زمان دریافت می کند.
این مسئله در بازار دست دوم به وضوح دیده می شود. سقوط ارزش خودرو های چینی، یکی از جدی ترین نگرانی های خریداران است؛ نگرانی ای که نشان داده است بازار، ریسک مالکیت این خودرو ها را به رسمیت شناخته است. خیلی از خریداران هنگام انتخاب، علاوه بر قیمت و آپشن، به این فکر می کنند که خودرو چند سال بعد با چه افتی قابل فروش خواهد بود و آیا اساساً مشتری برای آن پیدا می شود یا نه. در ذهن بازار، کمبود قطعه، تردید نسبت به دوام فنی، ضعف خدمات و نگرانی درباره ی تامین آینده، همگی مستقیماً بر ارزش فروش مجدد اثر می گذارند.
به همین دلیل است که حتی بعضی از خودرو های چینی که در رده محصولات پرطرفدار قرار می گیرند، در بازار دست دوم با چالش جدی اعتماد مواجه اند. این سقوط ارزش فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه نوعی رای منفی بازار به ساختار پشتیبانی این خودروهاست.
از سوی دیگر، باید میان رشد بازار قطعه و سلامت بازار قطعه هم تفاوت قائل شد. این که تقاضا برای قطعات خودرو های چینی تا انتهای سال ۱۴۰۵ افزایشی خواهد بود، لزوماً خبر خوبی برای مصرف کننده نیست. این رشد می تواند فقط به این معنا باشد که تعداد بیشتری از خودرو ها وارد سن خرابی شده اند و بازار با موجی از نیاز تعمیراتی روبه روست. اگر این تقاضا در بستری شفاف، رقابتی و استاندارد پاسخ داده نشود، رشد بازار قطعه به جای آن که نشانه بلوغ باشد، می تواند نشانه تعمیق بحران باشد. در چنین شرایطی، واسطه ها، قطعات غیراصلی، نوسان قیمت و تأخیر در ترخیص، بیشتر از پیش به شبکه خدمات نفوذ می کنند و مصرف کننده میان انتخاب های پرهزینه و نامطمئن گرفتار می شود.
نکته کلیدی دیگر اینست که بازار ایران در حوزه خودرو های چینی، هنوز از نبود یک سیستم یکپارچه ثبت قطعات، رهگیری خدمات و اتصال روشن میان خودرو، نمایندگی، تامین کننده و تولیدکننده رنج می برد. در بازارهای منظم، مالکان می دانند که برای هر مدل خودرو چه قطعاتی، با چه شناسه ای، از چه مسیر رسمی و با چه سطحی از گارانتی قابل تهیه است. اما در ایران، این زنجیره گاه آن قدر مبهم است که حتی تشخیص قطعه اصلی از غیراصلی هم برای بخشی از مصرف کنندگان دشوار می شود. نتیجه این آشفتگی، چیزی جز افزایش هزینه، طولانی شدن تعمیر، فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف امنیت ذهنی خریدار نیست.
به صورت کلی مسئله خودرو های چینی در ایران را نمی توان فقط با برچسب هایی مانند بی کیفیتی یا گرانی توضیح داد. موضوع اصلی، فقدان یک ساختار پایدار، شفاف و پاسخ گو برای فروش، خدمات، تامین قطعه و دفاع از حقوق مصرف کننده است. تا وقتی که واردات و مونتاژ خودرو بدون تعهد روشن به خدمات بعد از فروش ادامه یابد، تا وقتی که سهم لوازم جانبی در قراردادها به شکل واقعی و قابل رهگیری تضمین نشود، تا وقتی که نظارت بر کیفیت، اصالت و شبکه پشتیبانی سخت گیرانه تر نشود و تا وقتی که مصرف کننده در مقابل ریسک خرابی و کمبود قطعه تنها بماند، بازار خودرو های چینی هرچقدر هم پررونق باشد، بازاری باثبات و سالم نخواهد بود.
خودروهای چینی توانسته اند خلا تنوع و فناوری را در بازار ایران تا حدی پر کنند، اما این فقط یک روی سکه است. روی دیگر، مصرف کننده ای است که با خودرویی پرآپشن و ظاهری مدرن وارد جاده می شود، اما در اولین خرابی جدی، درمی یابد آن چه خریده، بیشتر از آن که یک محصول کامل با زنجیره پشتیبانی باشد، کالایی است که بخش مهمی از تعهدات حرفه ای صنعت خودرو را با خود بهمراه نیاورده است.
منبع: تسنیم خلاصه اینکه اما این جذابیت اولیه، در نبود پایداری خدمات، کم کم رنگ می بازد. اگر این تقاضا در بستری شفاف، رقابتی و استاندارد پاسخ داده نشود، رشد بازار قطعه بجای آنکه نشانه بلوغ باشد، می تواند نشانه تعمیق بحران باشد. در بازارهای منظم، مالکان می دانند که برای هر مدل خودرو چه قطعاتی، با چه شناسه ای، از چه مسیر رسمی و با چه سطحی از تضمین قابل تهیه است.
منبع: كار در محل
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب